الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

195

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

مىگرفتند بر سر آنان فرود آيد « ( * ( وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * ) . در اينكه منظور از اين علم و دانشى كه آنها به آن مغرور بودند ، و خود را با داشتن آن بىنياز از تعليمات انبيا مىديدند ، چه بوده است ؟ مفسران احتمالات مختلفى داده‌اند كه همه با هم قابل جمع است : 1 - شبهات واهى و سفسطه‌هاى بىاساسى را علم مىپنداشتند و به آن تكيه مىكردند كه نمونه‌هاى متعددى از آن در آيات قرآن منعكس است . گاه مىگفتند مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ : « چه كسى مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را زنده كند » ؟ ( يس - 78 ) . و گاه مىگفتند أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ « آيا هنگامى كه خاك شديم و در زمين گم شديم ممكن است بار ديگر آفرينش تازه اى بيابيم » ( سجده - 10 ) . گاه مىافزودند : ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ « جز زندگى اين دنيا چيزى در كار نيست ، گروهى مىميرند و گروهى متولد مىشوند و جز طبيعت ما را هلاك نمىكند » ! ( جاثيه - 24 ) . و امثال اين ادعاهاى واهى و بدون دليل كه علمش مىپنداشتند . 2 - منظور علوم مربوط به دنيا و تدبير زندگى است همانگونه كه قارون مدعى آن بود ، و مىگفت : إِنَّما أُوتِيتُه عَلى عِلْمٍ عِنْدِي « اين ثروت را به خاطر آگاهى خاصى كه نزد من بوده است به دست آورده‌ام » ! ( قصص - 78 ) . 3 - منظور علوم و دانشهايى همچون دلائل عقلى و فلسفى خواه در شكل رسميش يا غير رسمى كه گروهى با داشتن اين گونه علوم خود را از پيامبران بىنياز مىبينند ، چه در گذشته چه در حال ! و همانگونه كه گفتيم اين تفسيرها منافات با يكديگر ندارد ، هدف اين است كه با اتكاى به علوم محدود بشرى ، خواه در معارف عقلى و اعتقادات يا در دنيا